العلامة المجلسي
1354
حياة القلوب ( فارسي )
شيعيان مؤمن أو بودند . چون حق تعالى خواست مر عيدا را به جوار رحمت خود ببرد در خواب بسوى أو وحى نمود كه نور خدا وحكمت أو را تسليم بحيراى راهب نمايد وأو را خليفهء خود گرداند ، وبعد از كسرى هرمز پسر أو پادشاه شد ومدت سلطنت أو سى وهشت سال بود وحافظ دين خدا در آن زمان بحيرا وأصحاب مؤمن وشيعيان تصديق كنندهء أو بودند ، وبعد از هرمز كسرى كه أو را پرويز مىگفتند پادشاه شد ، باز خليفهء خدا در زمين بحيرا بود تا آنكه چون مدت غيبت حجتهاى خدا به طول انجاميد ووحى الهى منقطع شد واستخفاف كردند به نعمتهاى خدا ومستوجب غضب خدا شدند ودين خدا مندرس شد وترك نماز كردند ، قيامت نزديك شد وافتراق مذاهب بسيار شد ومردم مبتلا شدند به حيرت وظلمت جهالت ودينهاى مختلف وأمور پراكنده وراههاى مشتبه وقرنها از زمان پيغمبران گذشت وبعضي بر طريقهء پيغمبران خود ماندند وآخر ايشان بدل كردند نعمت خدا را به كفران وطاعت خدا را به ظلم وعدوان ، پس در اين وقت خدا برگزيد از براي پيغمبرى ورسالت خود از شجرهء مشرّفهء طيبه كه اختيار كرده بود آن را در علم سابق خود بر همهء قبيلهها ، واين سلسله را محلّ پاكان ومعدن برگزيدگان خود گردانيده بود ومحمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم را مخصوص گردانيد أو را به پيغمبرى وبرگزيد أو را به رسالت وبه دين أو حق را ظاهر گردانيد تا آنكه حكم حق ميان بندگان أو بكند ومحاربه كند با دشمنان خداوند عالميان ، وعلم جميع پيغمبران واوصياى گذشته را براي آن حضرت جمع كرد وزيادة بر آنها قرآن را به أو عطا كرد به زبان عربى ظاهر كنندهاى كه راه ندارد باطل بسوى آن نه از پيش رو ونه از پشت سر ، فرستاده شده است از جانب خداوند حكيم حميد ودر قرآن بيان فرمود خبر گذشتهها وعلم آيندگان را « 1 » . ابن بابويه رحمة اللّه از إسحاق بن إبراهيم طوسي روايت كرده است كه در سنّ نود وهفت سالگى در خانهء يحيى بن منصور نقل كرد كه : من پادشاهى را در هند ديدم كه أو را
--> ( 1 ) . كمال الدين وتمام النعمة 224 با چند اختلاف .